قانون پارتو و کاربردهای آن در بازاریابی- بخش اول

 

احتمال اینکه پیش ‌از این چیزی در رابطه با قانون پارتو (اصل پارتو) شنیده باشید، بسیار زیاد است. اما باید دید آیا واقعاً چیزی از آن درک می‌کنید؟ در واقع تحت عناوین مختلف از این اصل نام ‌برده می‌شود: " قانون 20 – 80، قانون اندک موارد حیاتی، اصل عامل پراکندگی". این اصل کاربردهای بسیار زیادی در امور مختلف دارد، اما در کل ایده تشکیل‌دهنده آن بسیار ساده اما مهم است: 80 درصد نتایج عمدتاً از 20 درصد عوامل منتج می‌شود.

 این قانون برای اولین بار توسط ویلفردو پارتو اقتصادان (1923 – 1848) مطرح شد که به این نتیجه رسیده بود که بخش عمده زمین‌های کشورش (چیزی در حدود 80 % ) تحت مالکیت تنها بخش کوچکی از مردم (حدود 20% از کل جمعیت مردم) بود.

 او بسیار شگفت‌زده شده بود و درنتیجه دست به تحقیقاتی در این زمینه زد و به این نتیجه رسید که این الگو به‌ طور تقریبی در دیگر کشورها هم پایدار است. در ابتدا وی تصور می‌کرد که کاربرد این اصل تنها در زمینه توزیع ثروت و املاک است، اما در ادامه به این نتیجه رسیده که این اصل در دیگر زمینه‌ها نیز صادق بوده و کاربرد دارد و حوزه نفوذ از باغات گرفته تا تعداد کفش‌هایی که در خانه‌ داریم و نرخ ارتکاب جرائم و حتی کسب‌ و کار نیز از این موضوع تبعیت می‌کند

 

20  درصد بوته‌های لوبیا در یک باغ حدود 80 درصد از کل محصول لوبیا آن باغ را تولید می‌کنند

(گفته شده که این اقتصادان ایتالیایی خودش اولین بار با مشاهده این مورد به قانون پارتو پی برده بود)

 20 درصد فروشنده‌ها به‌طورکلی 80 درصد فروش انجام‌گرفته در آن منطقه را انجام می‌دهند.

 20 افراد و کارکنان موجود در هر شرکتی در حدود 80 درصد سود حاصل از فعالیت آن شرکت را دریافت می‌کنند.

 20درصد زمان شما قادر به تولید 80 درصد نتایج مورد نظر شماست.

20  درصد از مشتریان شما معرف 80 درصد از فروش شما می‌باشند.

مهندسین نرم‌افزار 80 درصد از زمان خود را صرف توسعه 20 درصد ویژگی‌های یک نرم‌افزار می‌کنند.

 20 درصد از خطرات موجود در یک محیط کار موجب رخداد 80 درصد از حوادث در آن محیط کار می‌شود.

 20 درصد از بیماران در ایالات ‌متحده 80 درصد از منابع خدمات درمانی را مورد استفاده خود قرار می‌دهند.

 80 درصد از جرائم توسط 20 درصد مجرمین انجام می‌گیرد.

 در واقع می‌توان گفت که قانون پارتو در هرجایی که نگاه کنیم وجود دارد . نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشیم، این است که این در واقع یک اصل یا یک ‌روند است و یک قانون اجتناب‌ناپذیر نیست، چیزی است که در اکثر مواقع قطعیت داشته و اتفاق می‌افتد. اما چون بسیار ساده در بسیاری از موارد به ‌طور اشتباه به امور بسیار زیادی در زندگی روزمره ربط داده می‌شود. به طوری که بسیاری از کسب‌ وکارها به ‌اشتباه با استفاده از آن تصمیم‌های استراتژیک اشتباهی برای کسب ‌و کار خود اتخاذ کرده و دچار اشتباه‌های بزرگی می‌شوند.

 نکته دیگر اینکه شاید این اصل در ظاهر خود بسیار ساده باشد، اما باید توجه داشت که این اصل در بطن خودش دارای پیچیدگی‌هایی بوده و به‌راحتی قابل بسط و گسترش دادن است.

80% کسب و کار شما مربوط به 20% مشتریانتان است.

20% از کالا و خدمات شما، 80% درآمد شما را تأمین می نماید.

80% از شکایات مشتریان شما مربوط به 20% ایرادهای شماست.

20% از تلاش شما، 80% نتایج قابل انتظار شما را رقم می زند.

20% از کارکنان شما، 80% عملیات مربوط به کار شما را به انجام می رسانند.

 البته در رابطه با محدود یا نامحدود بودن قانون پارتو بحث‌ها و دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که شاید پرداختن به آن‌ها ارتباط چندانی به موضوع مطلب ما نداشته باشد، اما به‌طورقطع کاربردهای بسیار زیادی در بازاریابی برای این اصل وجود دارد که در بخش بعدی از این مطلب به‌طور مفصل به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

منبع: The word changing blog by marc winn، آی بازاریابی، ایران ام سی تی